الیناالینا، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

الینا دختر دوست داشتنی من

آخرين روزها...

  اين آخرين عكساي گل منه ؛روز اول تو بيمارستان بعد عمل تب کرد و اصلا مامان گريه شو نديد . دختر صبورم عادت داشت وقتي تن عزيزش داغ ميشد يه دستمال خيس تو دهنش بزاره تا حرارتش كم بشه ،تا مامان واسش غصه نخوره...                          فرشته معصومم كاش تمام دردهاي دنيا مال مامان بود و تو ذره اي درد نميكشيدي ... ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يك لحظه باقي است وشايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم ...
29 تير 1391

يادش بخير

دخترم عاشق كتاب خوندن بود ؛يادش بخير ماماني عين بچه هاي دو،سه ساله چنان با دقت كتاب ميخوندي وبلند آواز ميدادي كه دلم برات ضعف ميرفت؛يادش بخير ماماني ... چمدانت را بسته اي..... اماخوب ميداني اين روزها هواي دلم باز نميشود !! چقدر آرزوهايم رنگ پاييز گرفته اند ... خسته ام از بس قطار خيالت مرا مي كشاند ، به جايي كه هرگز قرارمان نبود ، امشب با ترس زير پايت نشسته ام ... نكند فردا جاده زير پايم را خالي كند !!! ...
28 تير 1391

درد دل

 منو ببخش مامان جون اما دلم گرفته .كابوسهاي دردكشيدنت تو بيمارستان هيچ شبي آرومم نميزاره . دختر باهوشي مثل تو خيلي خوب ميفهميد حالش خوب نيست؛بااون چشاي قشنگت به ما ميفهموندي مامان درد دارم .مامان فدات بشه چقدر سخته وقتي هيچ كاري از دستت ساخته نيست.روزي كه داشتن ميبردنت اتاق عمل تو ميخنديدي،براي اولين بارگريه نكردي تويي كه هميشه بدون مامان غريبي ميكردي، این آخرین خنده تو بود و تو این ١٠ روز دیگه نخندیدی؛گلم ميدونستي كجا قراره بري ؟ روزبه روز حالت بدتر ميشدو دكتر بيخيال تر ازهميشه بهم اميد ميداد.ميدونستم ميخواي بري واسه همين هرساعت بالاي سرت اشك ميريختم.آروم سرتو كج ميكردي تا منوببيني منم زود اشكامو پاك ميكردم وبهت لبخند ميزدم ؛ميدو...
25 تير 1391

گريه هاي ناتمام

   امشب عين تمام شبهاي بي تو نميتونم بخوابم ؛تو كه رفتي همه چي رفت؛آرامش ؛محبت...                               ازتمام دنيا خسته ام ،از مرور خاطرات خسته ام،از زندگي بدون تو خسته ام،از خوردن ،خوابيدن ،از همه ي اون چيزايي كه منو به اين دنيا وصل ميكنه . دخترم كاش بودي و مامان اين قدر تنها نبود ،كاش ... هركه آيد گويد ؛ گريه كن تسكين است گريه آرام دل غمگين است چند ساليست كه من ميگريم، درپي تسكينم ولي اي كاش كسي ميدانست چند دريا بين ما فاصله است؟ من و آرام دل...
25 تير 1391

ببخش ...

ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ... اكنون كه عاشقم مرا ببخش ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هايت كه عاشقم كرد اكنون كه ديگر نيستي مرا ببخش! مرا ببخش اگر نامت را زياد مي خواندم و يا اگر هر لحظه در كنارت بودم مرا ببخش  مراببخش كه  ترس بي توبودن وابسته ترم كرد اكنون كه نمي خندم مرا ببخش ... اكنون كه ديگر هيچ اشكي ندارم مرا ببخش!!  ببخش اگر نترسيدم خدا هم فراموش كند مراقبت باشد و نگفتم : خدا نگهدارت!  مرا به خاطر تمام نا گفته هايم ببخش اگر نگفتم تا قيامت به اميد ديدار... ...
21 تير 1391

جای خالی تو...

نازنینم، من تمام دلتنگی هایم رابه جای تو در آغوش می کشم... و چقدر جایت در میان دستانم خالیست... دخترم هر شب با خیال خام با تو بودن می خوابم و هرصبح به امید دیدنت ازخواب بیدارمیشم. مامان جون طاقتی که بهم دادی دیگه داره یواش یواش تموم می شه ،بهت گفتم که من بی تو آروم آروم نفس می کشم تا برگشتنتو ببینم...  هنوز رفتنت رو باور نکردم، منتظرم تا برگردی ؛کاش می تو نستم انتظار و از لغت نا مه ها حذف کنم یا که فراموش کنم منتظرم؛ فراموش کنم عاشقتم... با تو که بودم عاشق و نگران بی تو بودن و بی تو که موندم عاشق تر و نگران بی تو ادامه دادن ، تظاهر به تحمل کردن سخته ،دلم خیلی برات تنگ شده...   ...
21 تير 1391

خدای من

   دیوارهای خالی اتاقم را    از تصویرهای خیالی او پر میکنم       خدای من زیباست                                                                     خدای من رنگین کمان خوشبختیست              &n...
21 تير 1391

رفتي و...

رفتي و منو با يه دنيا خاطره تنها گذاشتي.دنيايي كه بزرگيش فقط چند ماه ؛ اما براي يه عمر كافيه !  گفتن با نديدنت همه چيزو فراموش مي كنم ولي نمي دونستن كه تو ، توي تك تك ثانيه هام حضور داري! نمي دونستن كه صورت آروم و نگاه مهربونت يك لحظه هم از جلوي چشمام كنار نمي ره! بعد دو ماه هنوز جرات نكردم سراغ لباسات برم چون ميدونم هنوزم بوي تنت رو ميده . اما يه حس عجيب منو ميكشونه سمت اتاقت؛ انگار داري صدام ميكني .باورت ميشه گلم هنوز يه دل سير اشك نريختم! اين بغض لعنتي آخر خفم ميكنه... تنها رفتن در اين جاده در اين جاده ي سرد و بي انتها بدون تو دشوار است و من تنها تر از هميشه خاطره هاي ياد تو ، بر دوشم سنگيني مي كند مي دانم كه نخواهي آم...
17 تير 1391

روزهای بدون تو

      خــــدايا      همه از تو مي خواهند،بدهي      من از تو مي خواهم ، بگيري      خـــــدايا...      اين همه حس دلتنگي را از من بگير ...     ...
17 تير 1391

همیشه دلتنگی

لحظه هايي هست كه دلم واقعا برايت تنگ ميشود من اسم اين لحظه ها را هميشه گذاشته ام...    دخترم دلتنگی تنها نصیب من بود      از تمام زیبایی هایت . . . نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی . . . ...
16 تير 1391